سلام نازنین من
سلام بی همتای من.
الهی من فدای تو بشم که اینقدر خوبی .
وقتی که پا به کویر خشک دلم گذاشتی گفتم رهگذری هستی که راهتا گم کردی.
گفتم که حالا عطش داری وقتی که سیراب شدی ترکم می کنی.
گفتم بهت دل نمی بندم .
ولی دیدم که هر روز دارم عاشق تر و عاشق تر می شم.
عاشق رهگذری که یه روز کوله بارشا بر می داره و کویر دلما ترک می کنه.
رهگذر زندگیم نمی دونم که آیا درسته دوست داشته باشم یا نه ولی من دوست دارم حتی اگه این عشق منا تا قعر جهنم هم ببره بازم دوست دارم.
دوست دارم با تو بخندم. دوست دارم قطرات عشقتا با ذره ذره وجودم حس کنم.
دوست دارم تمام لحظاتی که تنهای تنها هستم به آسمون نگاه کنم و صورت قشنگتا توی خورشید ببینم.
دوست دارم شبا وقت خواب به تو بگم شب بخیر عزیزم و به امید اینکه از خوابم گذر کنی چشماما ببندم.
دوست دارم و خواهم داشت.
